|
منو تو* درخت و بارون
من باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار
ناز انگشتای تو باغم میکنه
میون جنگلا طاقم میکنه
تو بزرگی مث شب
اگه مهتاب باشه یا نه
تو بزرگی
مث شب
خود مهتابی تو اصلا خود مهتابی تو
تازه وقتی بره مهتاب و
هنوز
شب تنها
باید
راه دوری رو برم تا دم دروازه روز
مث شب گود و بزرگی
مث شب
تازه روزم که بیاد
تو تمیزی
مث شبنم
مث صبح
تو عزیزی تو عزیزی تو عزیزی
|